<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://acmaniha.loxblog.com</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com</link>
<description>شهدا و دفاع مقدس</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>واشنگتن در تمام مسائل مهم منطقه از عربستان مشاوره می‌گیرد.</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/واشنگتن-در-تمام-مسائل-مهم-منطقه-از-عربستان-مشاوره-میگیرد</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/واشنگتن-در-تمام-مسائل-مهم-منطقه-از-عربستان-مشاوره-میگیرد</guid>

<description><![CDATA[

یک منبع در وزارت خارجه آمریکا در گفتگو با یک روزنامه عربستانی اظهار داشت: آمریکا بر لزوم مشاوره با عربستان سعودی در تمام مسائل مهم منطقه اصرار دارد
به گزارش خبرگزاری مهر، یک منبع در وزارت خارجه آمریکا در گفتگو با روزنامه عربستانی عکاظ اظهار داشت: "جان کری" وزیر خارجه آمریکا با سفر به ریاض با مقامات ارشد عربستانی درباره مسائل منطقه ای، وضعیت عراق و چگونگی مبارزه داعش در عراق بحث و تبادل نظر خواهد کرد.
این منبع آگاه در ادامه افزود: واشنگتن بر لزوم مشاوره گرفتن از عربستان سعودی در تمام مسائل مهم منطقه و یافتن راه حل برای آنها اصرار دارد.
در همین حال "جان کری" وزیر خارجه آمریکا امروز پس از ورود به ریاض یا "سعود الفیصل" همتای سعودی خود دیدار و گفتگو کرد.
لعنت الله علی وهابی و السلفی (انشاءالله)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>استیضاح کنندگان وزیرعلوم کوتاه نخواهند آمد.</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/استیضاح-کنندگان-وزیرعلوم-کوتاه-نخواهند-آمد</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/استیضاح-کنندگان-وزیرعلوم-کوتاه-نخواهند-آمد</guid>

<description><![CDATA[

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه نمایندگانی که خواستار استیضاح وزیر علوم هستند کوتاه نخواهند آمد، گفت: اکثریت اعضای کمیسیون آموزش نامه درخواست استیضاح وزیرعلوم را امضا کرده اند.
جبار کوچکی نژاد در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص استیضاح وزیر علوم تحقیقات و فناوری گفت: استیضاح وزیر علوم با 50 امضاء به هیات رئیسه مجلس تقدیم شده بود و باید توسط هیات رئیسه مجلس اعلام وصول می شد اما هیات رئیسه مقاومت می کرد تا با میانجی گری این مساله را حل کند.
وی ادامه داد: البته اعلام وصول نشدن این استیضاح نیز خلاف قانون بوده است.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی علت اصلی درخواست نمایندگان برای استیضاح وزیر علوم را نوع انتصابات در دانشگاه&zwnj;های وزارت علوم عنوان کرد.
وی ادامه داد: وزیر علوم توجه&zwnj;ای به نظرات دیگران در انتصابات نداشته و همچنین از افراد ضعیف در سطح دانشگاه&zwnj;ها استفاده کرده است که این مسایل همه باعث شد نمایندگان خواستار استیضاح وزیر علوم شوند.
کوچکی نژاد با بیان اینکه نمایندگان خواستار استیضاح وزیرعلوم کوتاه نخواهند آمد، افزود: اکثریت اعضاء کمیسیون آموزش نامه درخواست استیضاح وزیرعلوم را امضاء کرده اند.
به گزارش مهر، الیاس نادران نماینده مجلس در نشست علنی روز چهارشنبه 4 تیرماه مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: روز گذشته درخواست استیضاح فرجی دانا وزیر علوم با 50 امضا تقدیم هیات رئیسه مجلس شد اما هیات رئیسه مجلس آن را اعلام وصول نکردند لذا انتظار است به این درخواست رسیدگی شود تا فرآیند خود را بعد از اعلام وصول طی کند.
وی یادآور شد: طبیعی است نمایندگان استیضاح&zwnj;کننده آمادگی مذاکره با وزیر علوم را دارند تا حرف&zwnj;های وزیر را حتی در جلسات غیرعلنی بشنوند، اما به طور حتم از حق طبیعی خود کوتاه نمی&zwnj;آیند.
همه اینها در حالی است که فرجی دانا نیز روز گذشته گفته است: هفته آینده قرار است رایزنی هایی با نمایندگان مطرح کننده استیضاح صورت گیرد تا سوء تفاهم هایی که موجب طرح استیضاح شده، مرتفع و فضای تفاهم ایجاد شود.
وی درباره دلایل نمایندگان برای استیضاحش، اظهار داشت: هنوز متن استیضاح را ندیدم و هفته آینده در جریان قرار می گیرم.
لعنت الله علی من عاداک یا مهدی (عج)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>محصولی در برنامه شناسنامه شبکه سوم سیما</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/محصولی-در-برنامه-شناسنامه-شبکه-سوم-سیما</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/محصولی-در-برنامه-شناسنامه-شبکه-سوم-سیما</guid>

<description><![CDATA[

صادق محصولی وزیر سابق کشور و عضو جبهه پایداری&nbsp;در مورد ارزیابی عملکرد جبهه پایداری در انتخابات 92 اظهار داشت: حتماً می&zwnj;توانستیم بهتر از این عمل کنیم. ما در این انتخابات نهایت سعی&zwnj;مان را کردیم که به تکلیف خودمان عمل کنیم .
به گزارش&nbsp;خبرگزاری فارس، برنامه تلویزیونی &laquo;شناسنامه&raquo; این هفته با حضور صادق محصولی وزیر سابق کشور و عضو جبهه پایداری&nbsp;از شبکه سه سیما پخش شد.
محصولی در ابتدای این برنامه تلویزیونی در مورد فعالیت های خود بعد از دوران وزرات گفت: &laquo;من الان مسولیت اجرایی برعهده ندارم و بیشتر در کارهای فرهنگی مشغول هستم. البته کار مطالعاتی هم دارم و اگر بتوانم ورزش هم می کنم و در کارهای منزل به خانواده کمک می کنم.&raquo;
وی ادامه داد: &laquo;از سال 83 به بعد از کارهای اقتصادی خارج شدم و دیگر مشغول کار اقتصادی نشدم.&raquo;
صادق محصولی در پاسخ به این سوال که در ابتدای دوران وزارت چه میزان دارایی داشتید هم اظهار داشت:&laquo;وقتی قرار است دوران وزارت یک نفر آغاز شود، رقم و میزان دارایی به قوه قضاییه اعلام نمی شود و صرفاً نوع دارایی اعلام می شود. در هر صورت طبق اصل 142 قانون اساسی ما موظف به اعلام دارایی های خود به قوه قضاییه بودیم که ما این کار را انجام دادیم.&raquo;
وی افزود:&laquo;خدا را شکر زمانی که از کارهای اجرایی استعفاء دادم و وارد فعالیت در بخش خصوصی شدم در بعضی از بخش ها از جمله مهندسی عمران موفق بودیم اما رقم های نجومی که در مورد دارایی های ما اعلام می شود بیشتر کاربرد سیاسی دارد و با واقعیت فاصله دارد.&raquo;
محصولی در واکنش به اینکه برخی می گویند وی فعالیت های نفتی هم داشته اینطور توضیح داد: &laquo;هم در بحث وزارت کشور و هم در بحث وزارت رفاه تمام این مطالب را در مجلس توضیح دادیم و قاعدتاً مجلس هم قانع شد که به من رای اعتماد داد. زمانی که من برای وزارت کشور معرفی شدم فضای بین دولت و مجلس بسیار تیره بود و به دلیل مسائلی که بین این دو قوه پیش آمده بود هم دولت از مجلس ناراحت بود و هم مجلس از دولت ناراضی بود اما با این تفاسیر توضیحات بنده برای مجلس قانع کننده بود به من رای اعتماد دادند.&raquo;
وی افزود:&laquo;این که بنده سوآپ داشته باشم یک دروغ است. سوآپ در اختیار دولت بود و کار به این صورت بود که دولت به استانداری اجازه سوآپ داده بود و ما هم قرار بود به انجام شدن این کار کمک کنیم. جالب است بدانید که در نهایت نه تنها به ما سودی نرسید بلکه دولت در آن زمان حتی هزینه ای که ما متقبل شده بودیم را پرداخت نکرد و در نهایت دولت آقای خاتمی و از طریق استانداری با من نامه نگاری های رسمی داشتند و گفتند ما حاضریم 2-3 برابر دولت قبلی به شما سود پرداخت کنیم تا شما این کار را با ما ادامه دهید. به هرحال این کار یک مقدار پیچیده بود و من موفق شده بودم این کار را انجام دهم.&raquo;
محصولی همچنین گفت:&laquo;همه مجوزها از طریق دولت صادر شده بود چون به نفع دولت بود. دولت آقای هاشمی از ما پرسید چقدر از این سوآپ سود نصیب شما می شود گفتیم 10 درصد هزینه است و مابقی سود ماست. به ما گفتند سود باید 50-50 بین شما و دولت تقسیم شود. ما هم علی رغم اینکه برای کمک دولت آمده بودیم قبول کردیم .مجوزها صادر و کار آغاز شد و ما هم اعتماد کردیم و گفتیم چون دولت جمهوری اسلامی است انشالله به وعده ای که داده اند عمل خواهند کرد. اما وقتی کار آغاز شد یک سند مکتوب نوشتند که 10 درصد از سود به ما و 90 درصد به استانداری خواهد رسید. گفتیم دلیل این کار چیست؟ در پاسخ گفتند شما که در جبهه ها از جان خودت گذشته ای نمی خواهی برای استان اردبیل که از ابتدا به آبادانی آن کمک کرده ای از مالت بگذری؟ خودت گفته ای 10 درصد هزینه داری، ما هم هزینه ات را پرداخت می کنیم و سودی به شما نمی دهیم! جالب است بدانید که من هنوز هم همان مبلغ 10 درصد هزینه را (335 میلیون تومان) طلب دارم.&raquo;
وی ادامه داد گفت:&laquo;حدود 5میلیارد تومان سود این سوآپ بود که اگر می خواستند 10 درصد از سود را به من بدهند باید 500 میلیون تومان پرداخت می کردند. در صورتی که همانطور که گفتم نه تنها سودی به من پرداخت نشد بلکه هنوز هزینه ای که خودم متقبل شده بودم هم دریافت نکرده ام! با این تفاسیر این چه امتیازی برای من به حساب می آید؟ آیا به جز اینکه برایم ضرر مالی در پی داشت چیز دیگری نصیبم کرد؟&raquo;
وزیر کشور دولت احمدی نژاد در بخش دیگری از &laquo;شناسنامه&raquo; در پاسخ به این سوال که برخی می گویند شما معوقات بانکی زیادی هم دارید اظهار داشت:&laquo;این مباحث هرازچندگاهی به صورت شایعه به وجود می آید که بیشتر جنبه سیاسی دارد. اگر یادتان باشد سال 88 هم بعضی از رقبای نامزد پیروز اعلام کردند که فلانی معوقه بانکی دارد و به همین دلیل هم لیست معوقه های بانکی اعلام نمی شود. همان موقع هم اعلام شد که بنده حتی یک ریال وام بانکی نگرفته ام که بخواهم معوقه داشته باشم. من همیشه به چیزی که داشتم قانع بودم و با همان کار می کردم و به همین دلیل هم هیچ وقت وام دریافت نکرده ام. اخیراً هم دوباره این شایعه توسط یکی از عناصر فتنه که مدتی دستگیر شده بود و الان فرار کرده مطرح شده که دروغ محض است.&raquo;
محصولی در مورد قانون رسیدگی به اموال مسولین هم گفت:&laquo;بحث رسیدگی به اموال مسولین در اصل 140 قانون اساسی آمده است. برای نظام جمهوری اسلامی برازنده نیست که این قانون بعد از 35 سال روی زمین باقی مانده باشد. اگر این قانون زودتر عملیاتی می شد ما کمتر شاهد رانت خواری و سوء استفاده های مالی بودیم. اخیراً هم که این قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شده، عنوان شده که فقط از فرزندان تحت تکلف مسولین تحقیق و تفحص بشه! درصورتی که این پیشنهاد بیشتر شبیه به جوک است چون اگر قرار است به اموال مسولین رسیدگی شود باید از همه فرزندان او تحقیق و تفحص شود. مشخص است که فرزند 15 ساله رانت خواری نمی کند!&raquo;
صادق محصولی در بخش دیگری از مصاحبه تلویزیونی خود در پاسخ به این سوال که با چه انگیزه ای از سپاه و کارهای اجرایی خارج و وارد کارهای خصوصی شده هم اظهار داشت:&laquo;ما به خاطر انجام وظیفه وارد سپاه شدیم. شرایط کشور طوری بود که باید همه نیروهای وفادار به انقلاب و اسلام در جبهه ها حضور پیدا می کردند. وقتی جنگ تمام شد با توجه به اینکه بنده در رشته مهندس عمران تحصیل کرده بودند حس کردم دیگر نیازی به اینکه به صورت سخت افزاری با دشمن مقابله داشتیم نیست. به همین دلیل در بخش خصوصی بیشتر فعالیت داشتم. ضمن اینکه همزمان مشغول کارهای فرهنگی و تدریس و همچنین تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد نیز بودم.&raquo;
وی در مورد حضورش در استانداری ارومیه در سن 21 سالگی گفت:&laquo;در آن زمان در استان آذربایجان غربی به دلیل اینکه تازه انقلاب شده بود و عوامل استان بیشتر از یاران بنی صدر بودند، فضا زیاد خوب نبود. تشخیص آیت الله مهدوی کنی در آن زمان این بود که بنده در آن برهه زمانی استاندار آذربایجان غربی باشم.&raquo;
وزیر رفاه دولت محمود احمدی نژاد در مورد حضورش در سپاهم گفت:&laquo;در زمان فرمانداری من جنگ آغاز شد. اتفاقاً انتقال من از فرمانداری به معاونت سیاسی استانداری هم برهمین اساس بود و بنده موظف شدم به عنوان نماینده دولت هماهنگی های لازم برای پاکسازی منطقه را بین سپاه و ارتش انجام دهم. نیاز انقلاب به اینکه نیروهای انقلاب سپاه را شکل دهند باعث شد بنده وارد سپاه شوم.&raquo;
محصولی در مورد وضعیت جبهه ها در روزهای آخر جنگ هم اظهار داشت:&laquo;شما خبر دارید که بودجه لشکر در آن زمان چقدر بود؟ 360 هزار تومان بودجه ماهانه لشکر بود که حتی برای تهیه آب خوردن بچه ها هم کافی نبود. در چنین شرایطی واقعاً جنگیدن سخت بود اما رزمندگان با همین امکانات کم در مقابل دشمن ایستادند تا اینکه در نهایت حقانیت ملت ایران به اثبات رسید.&raquo;
وی در مورد حمایتش از ناطق نوری در انتخابات سال 76 هم اینطور توضیح داد:&laquo;بنده در انتخابات 76 از آقای ناطق نوری حمایت کردم و برای ایشان در آذربایجان غربی ستاد زدم. آقای احمدی نژاد هم در آن زمان در اردبیل مسولیت اجرایی داشت و من خبر زیادی از ایشان نداشتم که در فعالیت های انتخابی آن دوره چه عملکردی داشتند.&raquo;
محصولی افزود:&laquo;آن زمان احساس ما این بود که باید از آقای ناطق نوری حمایت کنیم و همین کار را هم کردیم.&raquo;
وی در پاسخ به این سوال که آیا الان هم با آقای ناطق در رابطه هستید هم گفت:&laquo; متاسفانه الان با آقای ناطق رابطه ای ندارم. افراد برای ما ملاک نیستند و ما بر اساس شعارهایی که مسولین می دهند و برداشتی که خودمان از میزان پایبندی افراد به شعارها داریم باید از افراد حمایت کنیم. در آن زمان وقتی حس کردیم آقای ناطق نوری با مواضع اصولگرایانه تری می خواهد عمل کند برای حمایت از ایشان احساس تکلیف کردیم اما بعداً نه تنها در ایشان بلکه در خیلی دیگر از آقایان تغییر مواضع ایجاد شد. زمان آقای احمدی نژاد هم همین اتفاق افتاد. ما از ایشان حمایت کردیم اما ملاک ما ارزش های انقلاب و اسلام و منویات مقام معظم رهبری و امام است.&raquo;
محصولی در مورد حضور خود در ستاد انتخابات محمود احمدی نژاد در سال 84 گفت:&laquo;در آن زمان من مامور ایجاد وفاق بین نامزدهای اصولگرا بودم که علی رغم تلاشی که انجام شد این اتفاق نیفتاد و در نهایت بنده در آن انتخابات به آقای احمدی نژاد رای دادم. البته من در ستاد ایشان نبودم و در حد توانم فقط کمک می کردم.&raquo;
وی در مورد انتخابات 84 و شانس پیروزی احمدی نژاد هم اظهار داشت:&laquo;یکی از اصلی ترین دلایل رای آوردن آقای احمدی نژاد شرایطی بود که مردم در دولت های سازندگی و اصلاحات دیده بودند. مردم به دنبال فردی بودند که ارزش های اسلامی و انقلابی را یک بار دیگر احیاء کند و این موضوع را در مواضع آقای احمدی نژاد دیدند و در مقابل از مواضع رقیب ایشان که آقای هاشمی بود چنین احساسی نداشتند. به همین دلیل وقتی فضای رسانه ای برای نامزدها فراهم شد گرایش مردم به سمت آقای احمدی نژاد افزایش پیدا کرد.&raquo;
محصولی همچنین گفت:&laquo;شاید اوایل شانس پیروزی آقای احمدی نژاد را کم می دانستیم اما وقتی بحث های تلویزیونی مطرح شد احساس شد شعارها و مواضع آقای احمدی نژاد مورد استقبال مردم واقع خواهد شد.&raquo;
وزیر کشور دولت احمدی نژاد در واکنش به صحبت هفته پیش دکتر نوبخت در &laquo;شناسنامه&raquo; که گفته بود ما هنوز منتخب سال 84 را مظهر جمهوریت نظام نمی دانیم و دلمان هم هنوز با ایشان صاف نشده، اظهار داشت:&laquo;این باعث تاسف است که افرادی که ادعای دلبستگی به نظام را دارند چنین مواضعی را مطرح می کنند. بعضی ها هستند که قانون را فقط وقتی قانون می دانند که به نفعشان باشد. مثلاً در زمینه معوقات بانکی همانطور که دادستان محترم هم گفت متولیان دولتی در این زمینه رغبت و انگیزه چندانی برای پیگیری وصول معوقات بانکی ندارند چون افرادی که وام های کلان دریافت کرده اند از عناصر دولتی هستند! اگر جایی که مورد نظرمان است بگوییم قانون خوب است اما جایی که اتفاق باب میل ما نمی افتد بگوییم قانون اشکال دارد که اتفاق خوبی نمی افتد! &raquo;
وی افزود:&laquo;آقای روحانی با حدود 50+0.7 درصد آراء رئیس جمهور شدند و به عقیده ما ایشان منتخب مردم هستند و ایشان را دعا می کنیم و با نگاهی حمایتی عمل می کنیم. اما این را نمی گوییم که چون ایشان مورد حمایت ما نبوده، توسط مردم انتخاب نشده اند. به نظرم دوستان باید در این نوع نگاهشان تجدید نظر داشته باشند.&raquo;
صادق محصولی در بخش دیگری از مصاحبه تلویزیونی خود در مورد آغاز نقطه اختلافی احمدی نژاد و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم گفت:&laquo;اینطور نیست که مواضع افراد ثابت باشد و اگر مدتی در موضع حق بودند تا آخر عمر هم در این موضع باقی بمانند. بین دوره ای که آقای احمدی نژاد استاندار آقای هاشمی بود با دوره ای که این دو با یکدیگر رقابت انتخاباتی داشتند هشت سال فاصله بود. هشت سال زمان کمی نبود. آقای هاشمی در انتخابات 76 مواضع خاص خودشان را داشتند و طبیعتاً بین آقای هاشمی با حزب الهی ها اختلافاتی به وجود آمد که این اختلافات در انتخابات 84 بروز پیدا کرد.&raquo;
محصولی در پاسخ به این سوال که چرا در کابینه ابتدایی احمدی نژاد حضور نداشته هم گفت:&laquo;علت این بود که بنده بنای ورود به مسولیت های اجرایی را نداشتم به همین دلیل جزو وزرایی که در ابتدا به مجلس معرفی شدند نبودم. اما وقتی عده ای از وزرا، مثل وزیر نفت پیشنهادی رای نیاوردند سراغ من آمدند و گفتند مسولیت وزارت نفت را قبول کنم. من در پاسخ گفتم به دولت بر حسب وظیفه کمک خواهم کرد اما مسولیت نمی پذیرم. در نهایت با اصرار آقای احمدی نژاد و دوستانی مثل آقای فتاح که در دولت بودند قبول این مسولیت را مشروط به استخاره دانستم. من از نماینده قم در مجلس شورای اسلامی (آقای میرمحمدی) خواهش کردم از آقای بهجت (ره) بخواهد برای من استخاره ای بگیرد. استخاره انجام شد و دوست نماینده ما گفت آقای بهجت فرمودند آن هایی که پیشنهاد داده اند، خودشان پیشنهادشان را پس می گیرند.&raquo;
وی ادامه داد:&laquo;من به دیدار آقای احمدی نژاد رفتم و گفتم جواب استخاره منفی است. ایشان بازهم اصرار کردند اما من گفتم نه! از طرف دیگر آقای میرمحمد به آیت الله بهجت گفتند که محصولی گفته که جواب استخار منفی آمده است. ایشان گفته بودند که محصولی باید بگوید جواب مثبت است اما نتیجه همانی است که گفتم و خیر محصولی هم در همین است. من هم چون قبلاً گفته بودم نتیجه استخاره منفی است دیگر در این مورد صحبتی انجام ندادم. بعد از دو هفته آقای احمدی نژاد دوباره به سراغ من آمد و اصرار کرد که تو باید این مسولیت را قبول کنی. برو و دوباره استخاره کن! من هم متقاعد شدم که اگر آقای بهجت بگویند که جا برای استخاره دوباره وجود دارد این کار را انجام دهم. آقای میرمحمدی موضوع را با ایشان در میان گذاشته بودند و بعد از انجام استخاره فرموده بودند که این بار جواب مثبت است که البته این مثبت همان مثبتی بود که دفعه قبل به من گفته بودند بگو و من نگفته بودم!&raquo;
محصولی افزود:&laquo;عید فطر بود که در حیاط بیت منتظر بودیم که خدمت حضرت آقا برسیم. آنجا آقای حداد را دیدم که به من گفتند چه عجب آقای احمدی نژاد یک بار به حرف ما گوش کرد! گفتم چطور؟ ایشان گفتند ما شما را برای وزارت نفت به ایشان پیشنهاد دادیم. آنجا بود که تازه متوجه شدم پیشنهاد از طرف دوستان دیگری بوده است. در همان ایام افراد زیادی سعی داشتند بامن تماس داشته باشند، ازجمله برخی از همین آقازاده های فتنه گری که در آن زمان در مافیای نفت فعالیت داشتند با من تماس گرفتند تا جلسه ای با من داشته باشند اما من وقت ندادم. چون این ملاقات صورت نگرفت این ها شخصی را نزد من فرستادند که تکلیف ما را مشخص کن، اگر هوای ما را داری ما در مجلس حمایتت کنیم اگر نه هم که تکلیفمان را بدانیم! من هم در جواب گفتم من آمده ام که روند این هوا داشتن ها را بهم بزنم. از همانجا موضوعاتی مثل اینکه محصولی رانت خوار و فاسد و... است مطرح شد. اگر بنده یک جواب مثبت به این افراد داده بودم دیگر کار به اینجا نمی رسید!.&raquo;
وی همچنین گفت:&laquo;چون این موضوع به اصولگرایان تعمیم داده می شد درصدد انصراف از وزارت بودم.وقتی به دیدار آقای احمدی نژاد رفتم و گفتم می خواهم انصراف دهم ایشان قبول نکردند. شب قبل از رای گیری حدود 10 نفر از نمایندگان مجلس که برخی از افراد هیات رئیسه هم در بین آن ها دیده می شدند به دیدار آقای احمدی نژاد آمدند و اصرار کردند شما نباید با انصراف محصولی موافقت کنید چون ایشان در فراکسیون اصولگرایان توضیحات خود را بیان کرده و نمایندگان قانع شده اند. روزی که من به مجلس رفتم سه نفر از نمایندگان (آقای مفتح، دکتر محمدصادقی و آقای محبی نیا) تعداد رای هایم را اعلام کردند که بین 175 تا 200 رای بود. اما از آنجایی که مطرح شدن این بحث ها در دولت باعث می شد از طریق من بین بعضی از اصولگرایان و دولت انشقاق ایجاد شود، انصراف دادم.&raquo;
محصولی در بخش دیگری از &laquo;شناسنامه&raquo; در مورد مسولیتی که برای انتخابات مجلس هشتم داشت نیز اظهار داشت:&laquo;در آن زمان برای اینکه اصولگرایان انسجام انتخاباتی داشته باشند جلساتی داشتند. آقای احمدی نژاد هم در آن برهه زمانی قانع شده بود که همه اصولگرایان به صورت واحد در انتخابات شرکت داشته باشند و قرار بر این شد که جبهه متحد اصولگرایان شکل بگیرد. بنده و آقای مصلحی از طرف طرفداران دولت در آنجا بودیم و فکر می کنم در نهایت کار به نتیجه خوبی هم ختم شد.&raquo;
وی در مورد دخالت دولت در انتخابات مجلس هم گفت:&laquo;دخالت دولت قطعاً خلاف قانون، شرع و عقل است. اما اینکه طرفداران دولت در یک مجموعه ای بدون دخالت عوامل اجرایی دولت، ساز و کارهایی را برای معرفی افراد داشته باشند اشکالی ندارد. مشکلی که در کشور ما وجود دارد بحث احزاب است. اگر موفق شویم احزابی با شاخصه های بومی در کشور تشکیل دهیم دیگر چنین مشکلاتی به وجود نخواهد آمد.&raquo;
صادق محصولی در مورد اینکه آقای احمدی نژاد چند بار گفته بود که لاریجانی با حمایت من رئیس مجلس شده هم اینطور توضیح داد:&laquo;نظر من در این مورد همسو با نظر آقای احمدی نژاد نیست. آقای احمدی نژاد چنین نظری داشتند و همین را هم به دوستانشان منتقل کردند. شاید یکی از عوامل موثر در این زمینه نامه سرگشاده ای بود که آقای حداد (ریاست وقت مجلس) در رابطه با دولت منتشر کردند که تاثیر منفی بر روابط دولت ومجلس داشت. برداشت آقای احمدی نژاد در آن زمان این بود که اگر آقای لاریجانی رئیس مجلس شود رابطه دولت و مجلس بهتر از گذشته خواهد شد که در عمل شاهد چنین چیزی نبودیم.&raquo;
وزیر کشور دولت نهم درمورد ارزیابی عملکرد خود در انتخابات 88 هم گفت:&laquo;وقتی من وزیر کشور شدم فضای بسیار منفی و پرتنشی بین مجلس و دولت وجود داشت و من در این فضا رای گرفتم. حتی آقای محصولی گفت رای محصولی خیلی بیشتر از این است اما فضای دولت موجب شد رای بالاتر نرود. ما در مدت کمی موفق شدیم فضای عدم ثبات وزارت کشور را به فضای ثبات و آرامش و کار تبدیل کنیم و به فضل الهی موفق شدیم در همان مدت کم وزارت کشور را برای آن انتخابات بزرگ آماده کنیم. اگر یادتان باشد در آن زمان ما همایشی برگزار کردیم و سه شعار را به عنوان شعارهای اساسی وزارت کشور اعلام کردیم. مشارکت حداکثری،رفتار قانونی و اخلاق انتخاباتی سه شعار اصلی وزارت کشور بود که هر سه جزو چالش های آن انتخابات بود که ما پیش بینی کرده بودیم و روی آن کار کردیم.&raquo;
وی ادامه داد:&laquo;اینکه بگوییم نیروهای امنیتی پیش بینی چنین فتنه بزرگی را کرده بودند و آن را به ما انتقال داده بودند، متاسفانه اینطور نبود اما ما چون در گذشته شرایط بحرانی را تجربه کرده بودیم روز به روز می دیدیم که فضا به سمت و سوی دیگری حرکت می کند و حس کردیم کسانی هستند که به دنبال ایجاد فتنه هستند. پیش بینی که ما در مورد این انتخابات داشتیم باعث شد در اعلام نتایج شفاف عملکرد مناسبی داشته باشیم.&raquo;
محصولی در واکنش به اینکه یکی از انتقادات به وزارت کشور شما این است که خیلی زود موضوع اعلام نتایج انتخابات 88 را کلید زدید هم اظهار داشت:&laquo;ما تعامل خوبی با نمایندگان کاندیداها داشتیم اما آن ها چیزی فراتر از قانون از ما انتظار داشتند و ما هم مطابق قانون عمل می کردیم. قانون می گفت نامزدها می توانند پای صندوق رای نماینده داشته باشند که همه این چهار نامزد نمایندگان خود را پای صندوق ها فرستاده بودند. آقای موسوی که در راس آن فتنه قرار داشت هم بیش از همه نامزدهای دیگر پای صندوق ها نماینده داشت.&raquo;
وی افزود:&laquo;هیچ کدام از نامزدها برای دیدار با من درخواستی نداشتند که من بخواهم آن را رد کنم چون مشکلی نداشتیم که نخواهیم با آن ها دیدار داشته باشیم. ما در این انتخابات برای اولین بار در کشور و شاید هم دنیا نتیجه آرای صندوق به صندوق را در کل کشور در معرض دید عموم قرار دادیم. حتی یک مورد هم وجود نداشت که این ها بتوانند بگویند رایی که شما اعلام کردید خلاف چیزی است که با حضور نماینده ما صورت جلسه شده است. انتخابات بسیار شفاف بود اما موضوع چیز دیگری بود و از ابتدا بنا بر این بود که در کشور ما هم چیزی شبیه به انقلاب های رنگی که در کشورهای دیگر انجام شده را راه اندازی کنند.&raquo;
محصولی همچنین گفت:&laquo;کسانی که در وزارت کشور فعالیت داشتند و نتایج انتخابات را جمع آوری می کردند عموماً در زمان مسولیت آقای تاج زاده در وزارت کشور آمده بودند و همه از نتایج انتخابات با خبر بودند. اینکه ما نتایج به دست آمده از انتخابات را اعلام نمی کردیم شبه زا بود. ما وظیفه داشتیم مرحله به مرحله نتایج انتخابات را به مردم اعلام کنیم.&raquo;
وی با بیان اینکه من از قصد آقای موسوی برای مصاحبه پیش از اعلام نتایج باخبر نبودم گفت:&laquo;آن زمان هنوز برخی از شعب در حال رای گیری بودند و شمارش آراء شروع نشده بود. البته اگر ایشان آن مصاحبه را هم انجام نمی داد طبق پیش بینی هایی که از قبل انجام داده بودیم قصد داشتیم نتایج انتخابات را مرحله به مرحله به اطلاع مردم برسانیم. حتی یک مورد هم نبود که این ها بخواهند اعتراض کنند و به همین دلیل هم حاضر به بازشماری نشدند.&raquo;
صادق محصولی در پاسخ به این سوال که آیا از تیم وزارت کشور در انتخابات 88 راضی بودید نیز اظهار داشت:&laquo;شرایطی که در هر دولتی پیش می آید عوامل مختلفی دارد. یک زمانی هست که دست شما برای انتخاب مسولین کاملاً باز است اما گاهی هم مباحث دیگری مثل تنگی زمان و طول کشیدن گرفتن موافقت بالا برای استفاده از افراد به وجود می آید. اما در هر صورت انتخاباتی که وزارت کشور در سال 88 برگزار کرد انتخابات نمونه ای بود اما عده ای می خواستند حماسه بزرگی که به وجود آمده بود را به کام ملت تلخ کنند که با درایت مقام معظم رهبری این طرح شکست خورد.&raquo;
وی در مورد عدم معرفی به عنوان وزیرکشور دولت دهم نیز گفت:&laquo;هم آقای احمدی نژاد تمایلی برای معرفی من نداشتند و هم من گفته بودیم دیگر نیستم. بنده به ایشان عرض کرده بودم که نمی خواهم در دولت بعدی باشم. علتش هم عدم تطابق سلیقه های ما دو نفربود. در مدتی که در دولت نهم بودیم در مباحث مختلف نظرات متفاوتی داشتیم. به همین دلیل هم به دوستان گفتم که تمایلی برای حضور در دولت دهم ندارم و اگر اصرار زیادی در این زمینه باشد حاضرم به عنوان مشاور در کنار دولت باشم.&raquo;
محصولی ادامه داد:&laquo;آقای احمدی نژاد علی رغم نظرمن اصرار داشت که من مسولیت یکی از وزارتخانه ها را بپذیرم. ایشان وزارت نفت، وزارت نیرو و وزارت دفاع را به من پیشنهاد داد اما چون قصد نداشتم در دولت حضور داشته باشم هیچ کدام را نپذیرفتم. بعد از اینکه آقای احمدی نژاد نامزدهای وزارتخانه ها را به مجلس معرفی کردند و چند نفر از جمله وزیر رفاه و تامین اجتماعی رای نیاوردند، ایشان مجدداً به سراغ من آمدند و گفتند ما می خواهیم قانون هدفمندی یارانه ها را پیاده کنیم، این کار شماست، بیا و این کار را انجام بده. من هم در آن لحظه احساس تکلیف کردم و قبول کردم به وزارت رفاه بیایم.&raquo;
وی در مورد جلسات دوره ای احمدی نژاد با برخی از وزرایش هم گفت:&laquo;من در مورد این جلسات اطلاعی ندارم و در چنین جلساتی شرکت نداشته ام. البته اشکالی نمی بینم افرادی که با هم کار کرده اند با هم جلسه داشته باشند و کار سیاسی کنند.&raquo;
محصولی در پاسخ به این سوال که آیا بعد از دولت دهم رابطه ای با آقای احمدی نژاد دارید یا خیر هم گفت:&laquo;جلسه ای با ایشان نداشته ام اما یک بار در مجلس ختم پدر بنده ایشان بزرگواری کردند و آمدند.&raquo;
وزیر کشور دولت نهم در مورد سکوت احمدی نژاد هم اظهار داشت:&laquo;باید از خودشان بپرسید چون من سخنگوی ایشان نیستم. البته شاید دلایلی در ذهن داشته باشم اما ترجیح می دهم در این مورد اظهار نظر نکنم.&raquo;
وی در مورد علت تشکیل جبهه پایداری هم گفت:&laquo;جبهه پایداری بر مبنای این اعتقاد که باید بر مبنای ارزش ها پایداری کرد، تشکیل شد. افراد مختلف از جهت میزان وابستگی به اصول شرعی و ارزش های انقلاب متفاوتند و اینطور نیست که همه در یک حد باشند. ما اعلام کرده ایم هرکسی که به اندازه ای به اصول و ارزش ها پایبند است را هم افزا با خودمان می دانیم و رقابتی با آن ها نداریم. بنابراین طبیعی است که جریانات سیاسی به جبهه پایداری اتهاماتی بزنند. مگر زمان امام از این اتهامات نمی زدند؟ حضرت امام یک بار گفتند اگر مبارزه با آمریکا ارتجاع است، بله ما مرتجع هستیم. الان هم ما نباید از این که بگویند شما تندرو، مرتجع و... هستید از اصول و ارزش های خود دست برداریم.&raquo;
محصولی در مورد ارزیابی عملکرد جبهه پایداری در انتخابات 92 هم اظهار داشت:&laquo;حتماً می توانستیم بهتر از این عمل کنیم. ما در این انتخابات نهایت سعی مان را کردیم که به تکلیف خودمان عمل کنیم و به جای اینکه از کسی حمایت کنیم که حتماً رای بیاورد، از کسی حمایت کردیم که اگر روز قیامت پرسیدند چرا به اصلح رای ندادید، جواب قانع کننده ای داشته باشیم.&raquo;
وی افزود:&laquo;قطعاً روند جبهه پایداری در ادامه راه نیز از نظر اصول به همین شکل خواهد بود اما از نظر تاکتیک با همفکری و استفاده از تجارب گذشته زمینه های بهتری نسبت به قبل فراهم کنیم.&raquo;
محصولی در بخش دیگری از &laquo;شناسنامه&raquo; و در پاسخ به این سوال که اگر روزی آقای احمدی نژاد بخواهد به عرصه سیاسی بازگردد آیا جبهه پایداری بازهم پشت او خواهد ایستاد یا خیر اینطور اظهار داشت:&laquo;اگر دوباره به سال 84 وهمان شرایط و همان نامزدها بازگردیم ما بازهم به آقای احمدی نژاد رای خواهیم داد اما اینکه مجدداً شرایطی به وجود بیاید که به همان تصمیم قبلی برسیم، با توجه به اینکه نامزدها عوض شده اند و آقای احمدی نژاد هم عوض شده بعید به نظر می رسد.&raquo;
وی در مورد رابطه اش با دکتر ولایتی (باجناق محصولی) نیز گفت:&laquo;ما با آقای ولایتی دوست بودیم و هستیم و کارهای مشترک سیاسی هم با یکدیگر داشته ایم. در زمان وزارت خارجه ایشان چند بار اصرار داشتند که من به وزارت خارجه بروم و معاون ایشان شوم اما به دلیل عدم تطابق سلایق بنده نپذیرفتم اما ایشان همیشه مورد احترام من هستند و رابطه خوبی با یکدیگر داریم.&raquo;
لعنت الله علی من عاداک یا علی (ع)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>به یاد آوازهای دلاورانه اش ، حاج بخشی ، روحش شاد</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/به-یاد-آوازهای-دلاورانه-اش--حاج-بخشی--روحش-شاد</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/به-یاد-آوازهای-دلاورانه-اش--حاج-بخشی--روحش-شاد</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp; &nbsp; &nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عطش</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/عطش</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/عطش</guid>

<description><![CDATA[
سلام
دراین پست برایتان یک خاطره از دوران دفاع مقدس آماده کرده ایم.
شادی روح شهدا صلوات ....


عطش
راوی: خاطرات آزادگان
روز های آخر عملیات خیبر بود.پیر مرد صورت ودهانش مجروح شده وافتاده بود.
حجم آتش دشمن به قدری وسیع بود که کسی قادر به کمک نبود.همانجا در دام بعثی ها افتادیم. پیر مرد تا مدتی نمی توانست غذا بخورد.اما خیلی به بچه ها روحیه میداد.با دیدن او فراموش میکردیم اسیر جنگی هستیم.
صبح ها بعد از نماز می نشست ودعا میکرد.معنویتش خیلی بالا بود .یک روز عراقی ها ریختند داخل وهمه را زدند.
به پیر مرد گفتند: تو اینجا چه می خوای؟ گفت: دعا می کنم.گفتند چه دعایی!؟
گفت به کوری چشم دشمنان به امام خمینی رهبر عزیزم دعا می کنم.
موقق آمار صبح او را بردند.تا توانستند پیر مرد را زدند.او را داخل زندان انداختند.بدون آب و غذا!
ما او را می دیدیم. صحبت می کردیم. ولی اجازه رساندن آب وغذا به او را نداشتیم. چهار روز به این منوال گزشت.همه نا راحت بودند.
روز چهارم ضعیف تر شده بود نمازش را نشسته خواند. بعدبه جای تعقیبات شروع کرد با حضرت زهرا س &nbsp;درد ودل کردن: فاطمه جان به فریادم برس. از تشنگی مردم.
آن روز انقدر نالید تا به خواب رفت.همان روز یک لیوان چای از دید نگهبان مخفی کردیم. خوشهال بودیم که تا از خواب بیدار شد به اوبدهیم.ساعتی بعدبیدار شد.
سیمایش بر افروخته بود. بسیار شاداب بود. احساس ضعف نمی کرد. شروع کرد به خندیدن.
چای که برایش آوردیم گفت: ممنون،نوش جانتان!الان در عالم خواب حضرت زهرا &nbsp;س &nbsp; هم از غذا سیرم کرد. هم از شربتی بسیار شیرین!هنوز شیرینی آن شربت زیر زبانم هست.
حاج محمد حنفیه احمد زاده پیر مرد مشهدی را به اردو گاه دیگری تبعید کردند.آنجا هم زیر شدید ترین شکنجه هابود.
او به سختی مریض شد.بعد هم چهار نفر از اسرای ایرانی پیکر بی جان او را به بیرون اردو گاه بردند.حاج محمد را غریبانه به خاک سپردند.
منبع: شهید گمنام]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شهید سید حسین علم الهدی</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/شهید-سید-حسین-علم-الهدی</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/شهید-سید-حسین-علم-الهدی</guid>

<description><![CDATA[
2014-03-1814:36:19سید حسین علم&zwnj;الهدی&nbsp;متولد&nbsp;اهواز&nbsp;فرزند&nbsp;
شهید سید حسین علم الهدی
سید حسین علم&zwnj;الهدی&nbsp;متولد&nbsp;اهواز&nbsp;فرزند&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سردار سرلشگر حاج محمدعلی جعفری</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/سردار-سرلشگر-حاج-محمدعلی-جعفری</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/سردار-سرلشگر-حاج-محمدعلی-جعفری</guid>

<description><![CDATA[
محمدعلی جعفری (عزیز جعفری)&nbsp;(زاده&nbsp;۱۰ شهریور&nbsp;۱۳۳۶&nbsp;دریزد) فرمانده کل&nbsp;سپاه پاسداران انقلاب اسلامی&nbsp;ایران است.

زندگینامه[ویرایش]
محمدعلی جعفری&nbsp;ملقب به &laquo;عزیز&raquo; فرمانده سپاه پاسداران است. او که ۵6 سال پیش در خانواده&zwnj;ای مذهبی در یزد متولد شده با سختی دوران مدرسه و دبیرستان را طی کرد و بعد با کمک مرحوم و چند تن از نیکوکاران استان یزد به دانشگاه رفت و یک سال پیش از انقلاب دوره لیسانس معماری را در دانشگاه تهران آغاز کرد. با شروع انقلاب او در ضمن فعالان انجمن اسلامی، همراه با علی رضا افشار ـ معاون سیاسی وزارت کشور ـ به نمایندگی از سوی انجمن اسلامی به جمع حمله کنندگان به سفارت آمریکا و گروگانگیری ۵۲ دیپلمات پیوست. و همزمان با شرکت در گزینش نخستین بسیج، قبول شد. چندی بعد در واحد پاسداران انقلاب فرهنگی خدمت کرد. سپس عضو اطلاعات سپاه شد و به کردستان شتافت. ورود رسمی او به واحدهای رزمی سپاه خرداد ۱۳۶۰ است. در جبهه&zwnj;ها عزیز مدتی فرمانده قرارگاه غرب و سپس قرارگاه نجف بود. علاوه بر این او فرماندهی تیپ&zwnj;های عاشورا، معاونت سپاه شوشتر و فرماندهی قرارگاه قدس را مدتی عهده&zwnj;دار شد. مشارکت در عملیات کربلای ۴ و ۵ که به مجروح شدنش منجر شد نقطه برجسته کارنامه جنگی اوست.
جعفری پس از بهبودی به ستاد سپاه منتقل شد و چندی در سمت معاون عملیات ستاد کل و سپس جانشین رئیس ستاد خدمت کرد. او سپس به فرماندهی نیروی زمینی سپاه رسید. از نظر تحصیلات جعفری در بازگشت از جبهه در سال ۷۱ موفق به اخذ لیسانس در رشته معماری شد و در طول سالهای اخیر دوره کارشناسی ارشد فرماندهی دانشگاه امام حسین را به پایان رسانده&zwnj;است.
به گزارش عصرایران،[۱]&nbsp;نام "محمد علی جعفری" به عنوان یکی از پنج شخصیت ایرانی که در لیست ۵۰۰ نفره قدرتمند ترین افراد جهان که از سوی نشریه آمریکایی " فارن پالیسی" منتشر شده است، دیده می&zwnj;شود. گفتنی ست نام&zwnj;های ایرانی آمده در این لیست عبارتند از: "آیت الله خامنه&zwnj;ای"(رهبر ایران)، "رستم قاسمی" وزیر نفت، "محمد علی جعفری" فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و "حیدر مصلحی" وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و "محسن فخری زاده&nbsp;" استاد فیزیک هسته&zwnj;ای دانشگاه امام حسین (ع).
کتاب کالک&zwnj;های خاکی[ویرایش]
کتاب&nbsp;کالک&zwnj;های خاکی&nbsp;مجموعه خاطرات سرلشکر محمد&zwnj;علی جعفری از کودکی تا عملیات آزاد&zwnj;سازی خرمشهر در تیر ماه سال ۹۲ رونمایی شد.
&laquo;کالک&zwnj;های خاکی&raquo; در یازده فصل متنی، یک فصل عکس و سند در قطع ربعی و 640 صفحه منتشر شده است. فصل اول با عنوان بچه نجف&zwnj;آباد یزد به دوران کودکی تا نوجوانی سردار جعفری همچنین آداب و رسوم مردم یزد و جغرافیای این استان می&zwnj;پردازد. فصل دوم با عنوان دانشکده هنر، فصل سوم با عنوان خمینی ای امام، فصل چهارم با عنوان دانشجوی خط امام، فصل پنجم با عنوان در انقلاب فرهنگی، فصل ششم شکست حصر سوسنگرد، فصل هفتم پیروزی یک تفکر، همسر یا همسنگر، تیپ یک عاشورا، با قرارگاه عملیاتی قدس در نبرد فتح و الی&zwnj;بیت&zwnj;المقدس از دیگر عناوین بخش&zwnj;های این کتاب است.
بخش پایانی کتاب کالک&zwnj;های خاکی اختصاص به عکس&zwnj;هایی ناب از مراحل مختلف زندگی سردار جعفری دارد که به همراه تعدادی سند فصل دوازدهم را شامل می&zwnj;شود.[۲]]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حجاب...حجاب...حجاب...</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/حجابحجابحجاب</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/حجابحجابحجاب</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جنگ نرم</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/جنگ-نرم</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/جنگ-نرم</guid>

<description><![CDATA[
جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح&nbsp; استفاده می&zwnj;شود.

جنگ نرم

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح&nbsp; استفاده می&zwnj;شود.
گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می&zwnj; برد.
در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.
جنگ روانی، جنگ نرم
جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان&zwnj;ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه&zwnj;ها و ترفندهایی متوسل می&zwnj;شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.
&nbsp;فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی اولین کسی بود که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد. در آن زمان استفاده&nbsp; فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه 1940 با انتشار مقاله ای با عنوان "جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن" این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد. بر این اساس "جنگ روانی را باید استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص معنا کرد". در پایان جنگ جهانی دوم این اصطلاح به "فرهنگ لغت وبستر" وارد شد و بخشی از عبارت پردازی&zwnj;های سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.
&nbsp;در سال 1950 یعنی تنها یک&zwnj;سال پس از پایان جنگ جهانی دوم "ترومن"، رئیس جمهور وقت آمریکا&nbsp; به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ&zwnj;روانی در کره پروژه&zwnj;ای با عنوان "نبرد حقیقت" را با بودجه&zwnj;ای معادل 121میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا اداره و ریاست جنگ&zwnj; روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی، واحدهای جنگ&zwnj;روانی گسترده&zwnj;ای را با استفاده از تجربیات جنگ&zwnj;جهانی دوم تشکیل داد. از آن&zwnj;زمان تاکنون، سازمان&zwnj;ها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعه&zwnj;ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده&zwnj;اند.
براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین
در سال های پایانی جنگ سرد، اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری "لخ والسا" در جنبش کارگری این کشور در سال 1984 تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.

&nbsp;استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.
استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.
&nbsp;انقلاب های مخملی یا "انقلاب های رنگی" و "گلی" از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می&zwnj;شود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی "والسلاوهادل" رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود، وارد ادبیات سیاسی شد. مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره&zwnj;ای در طی یک دوره شش هفته&zwnj;ای از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این کشور موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند. این پدیده سپس به شکل زنجیره&zwnj;ای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 ، گرجستان 2003 ، اوکراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت
به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور&zwnj;های هدف را در چارچوب حوزه&zwnj;های زیر می&zwnj;توان بررسی کرد:
-&nbsp;تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی
-&nbsp;کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن
-&nbsp;حذف و یا مهار نظام های مخالف در برابر نظام آمریکا
&nbsp;-&nbsp;ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی
&nbsp;-&nbsp;همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا
&nbsp;-&nbsp;فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا
&nbsp;-&nbsp;مهار بیداری اسلامی
جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که : تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود.
شرکت&zwnj;کنندگان انقلاب&zwnj;های رنگین اغلب از مقاومت مسالمت&zwnj;آمیز با هدف اعتراض&zwnj; علیه دولت&zwnj;های غیرهمسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کرده&zwnj;اند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیده&zwnj;اند. اعتراض&zwnj;های صورت گرفته و نقش مهمی که سازمان&zwnj;های غیردولتی به ویژه سازمان&zwnj;های فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمت&zwnj;آمیز ایفا می&zwnj;کنند، این رویدادها را برجسته&zwnj;تر نشان می&zwnj;دهد.


جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان&zwnj;ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه&zwnj;ها و ترفندهایی متوسل می&zwnj;شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت


اهداف اجرایی از جنگ نرم
همان طور که اشاره شد، جنگ روانى جدید عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده پدیده اى همیشگى و پیوسته است که اختصاص به مقطع زمانى خاصى ندارد. با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى تقسیم نمود
با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:
-&nbsp;تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.
-&nbsp;ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.

-&nbsp;اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.
-&nbsp;اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.
-&nbsp;کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى).
-&nbsp;ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.
-&nbsp;تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و ...
-&nbsp;تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.
-&nbsp;تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.
با توجه به تمام مطالبى که گفته شد، ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه و وصیت نامه شهید محمد بروجردی</title>
<link>https://acmaniha.loxblog.com/زندگینامه-و-وصیت-نامه-شهید-محمد-بروجردی</link>
<guid>https://acmaniha.loxblog.com/زندگینامه-و-وصیت-نامه-شهید-محمد-بروجردی</guid>

<description><![CDATA[




زندگینامه و وصیت نامه شهید محمد بروجردی





وقتی بالای سرش رسیدیم، همان تبسم گرم همیشگی را بر لب داشت اما شهید شده بود&raquo; سردار شهید &laquo;حاج همت&raquo; ، درباره مهجور ماندن قدر و ارزش نقش بروجردی در تاریخ پر فراز و فرود انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، 6 ماه پیش از شهادتش در کربلای خیبر گفته بود: &laquo;...بروجردی شناخته نشد. بروجردی هنوز، نه بر ملت ایران و نه بر تاریخ ما شناخته نشده. تصور من این است که زمان بسیاری باید سپری شود تا بروجردی شناخته بشود. شاید خون رنگین بروجردی، این بیداری را در ما بوجود بیاورد!.&raquo;&nbsp;...




&nbsp;

زندگینامه
کودکی و رشد دینیبه سال 1333 شمسی در روستای کوچک &laquo;دره گرگ&raquo; از توابع شهرستان &laquo;بروجرد&raquo; در خانواده مومن و مستضعف فرزندی دیده بر جهان گشود که او را &laquo;محمد&raquo; نام نهادند.شش ساله بود که پدر را از دست داد. با مرگ پدر و وخامت وضعیت مادی خانواده، مادر رنجدیده ، محمد و پنج فرزند دیگرش را با خود به &laquo;تهران&raquo; آورد و محله مستضعف نشین &laquo;مولوی&raquo; مقر خانواده بروجردی شد.مادرش میگوید: &laquo;محمد شش ساله بود که یتیم شد. از هفت سالگی روزها را در یک دکان خیاطی کار می کرد. اسمش را در یک مدرسه شبانه نوشتم و شبها درس می خواند. همه او را دوست داشتند. چه معلم چه صاحبکارش.&raquo;چهارده ساله بود که به سال 1347 با شرکت در کلاسهای آموزش قرآن و معارف اسلامی قدم به دنیای پر تب تاب مبارزه گذاشت. خودش از آن روزها چنین حکایت می کرد: &laquo;وقتی به این کلاسها رفتم قرآن را خواندم و مفهوم آیات را فهمیدم چشم و گوشم روی خیلی مسایل باز شد. معنای طاغوت را فهمیدم. فهمیدم امام کیست و چرا او را از کشور تبعید کرده اند&raquo;.&nbsp;

در بند اسارت طاغوتپس از چندی با تشکیلات مکتبی &laquo;هیات های مؤتلفه اسلامی&raquo; مرتبط شد و ضمن شرکت در جلسات نیمه مخفی سیاسی- عقیدتی، که به همت شهید بزرگوار &laquo;حاج مهدی عراقی&raquo; تشکیل می شد سطح بینش مکتبی و دانش مبارزاتی خود را بالا برد.در سال 1350 ازدواج کرد و یکسال بعد به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد. مادرش میگوید: &laquo;به او گفتم پسر حالا که احضارت کرده اند میخواهی چکار کنی؟ گفت : مادر من مسلمانم مطمئن باش تا جایی که بتوانم تن به چنین ذلتی نمی دهم. من از خدمت به این شاه لعنتی بیزارم.می فهمی مادر، بیزار!&raquo;&laquo;محمد&raquo;که علاقه ای به خدمت در ارتش شاهنشاهی نداشت اندکی پس از این فراخوان به قصد دیدار با مرشد در تبعید مکتب انقلاب حضرت امام خمینی&laquo;ره&raquo; از خدمت فرارکرد اما حین عبور از مرز زمینی ایران - عراق توسط عناصر &laquo;ساواک&raquo; رژیم شناسایی و دستگیر شد. مادر محمد از این دوران می گوید : &laquo;خبر آوردند که او را در خوزستان سر مرز گرفته اند. رفتم اهواز سازمان امنیت عکسش دستم بود و گریه میکردم... از آنجا رفتم زندان ساواک &laquo;سوسنگرد&raquo;... این پسر آنجا بود.وقتی وارد اتاق بازجویی شدم دیدم او را از پاهایش به سقف آویزان کرده اند و کتکش میزنند. همین طور مثل باران چوب و شلاق و باطوم بود که روی سر صورت بچه ام می بارد ولی حتی یک آخ هم از او نشنیدم.&raquo;سردار شهید &laquo;حاج محمد ابراهیم همت&raquo; درباره روحیه بالا، عشق به ولایت وتعهد عمیق &laquo;محمد&raquo; به آرمانش در آن ایام سخت اسارت درسیاهچال های آریامهری می گفت : &laquo;در زندان عوامل رجوی و سایر همپالگی های منافقین به برادرانی که معتقد به ولایت فقیه و رهبری حضرت امام بودند از روی طعنه میگفتند فتوایی ! این هم یکی از مظلومیت های مضاعف بچه های حزب اللهی در آن سالها بود. بعضی ها در برابر این انگ زدنهای رذیلانه منافقین دست و پایشان را گم کردند. ولی محمد خیلی منطقی و زیبا آنها را توجیه کرد. او بدون هیچ ابایی گفته بود:آری ما فتوایی هستیم و مقلد. خودمان که مجتهد نیستیم تا بتوانیم تا حکام را از منابع آن استخراج کنیم. بگذارید هر چه دلشان میخواهد، بگویند&raquo;.مجاهد فتواییمحمد نهایتا پس از شش ماه اسارت از زندان آزاد شد. همزمان با آزادی از محبس بلافاصله او را تحویل ارتش دادند و بدین ترتیب محمد جهت خدمت اجباری سربازی به تهران آمد. پس از خاتمه دوران سربازی با تجاربی که از دوران زندان و خدمت در ارتش کسب کرده بود، این بار به طور حرفه ای قدم به میدان مبارزات سیاسی- مکتبی گذاشت. درقدم نخست در صدد برآمد تا با روحانیت متعهد پیرو خط امام تماس و ارتباط بر قرار نماید. چندی بعد در رابطه با تشکل های فرهنگی- تبلیغاتی دست بکار چاپ، تکثیر و توزیع اعلامیه ها و پیام های حضرت امام شد. مادر&laquo;محمد&raquo; از فعالیت های او در این مقطع خاطرات جالبی دارد:&laquo;خانه ما در &laquo;مولوی&raquo; تبدیل شد به مرکز انتشار اعلامیه ضد رژیم. محمد به همراه چند نفر از دوستانش در طبقه همکف یکی از اتاقها سه چهار دستگاه خیاطی گذاشتند و عده ای بی وقفه پشت این چرخ ها کار میکردند... این ظاهر قضایا بود. درست در زیر زمین همین اتاق آنها چاپخانه مجهزی داشتند که شبانه روز کار میکرد. سرو صدایش تمام محله را برداشته بود. البته باعث سوء ظن کسی نمی شد. هر کس به خانه می آمد فکر می کرد این همه سرو صدا مال آن چهار تا چرخ خیاطی است&raquo;.با درسهایی که فعالیتهای سیاسی- تبلیغاتی گرفته بود نهایتا به این نتیجه رسید که در راه سرنگونی دیکتاتوری آمریکایی شاه صرفا به مبارزه سیاسی نباید بسنده کرد. به روایت سردار&laquo;حاج سعید قاسمی&raquo;: &laquo;در سال 1355 در معیت چند تن از دوستانش برای آموزش اصول و قواعد جنگ های پارتیزانی راهی سوریه شد. در سوریه حاج آقا و دوستانش به اردوگاه های نظامی &laquo;جنبش امل&raquo; معرفی و سرگرم طی دوره های رزم چریک شهری و نبرد پارتیزانی شدند. بعد از ختم دوران آموزشی شهید بروجردی و دوستانشان تصمیم می گیرند تا جهت گرفتن حکم شرعی مبارزه مسلحانه به&laquo;نجف&raquo; رفته و با حضرت امام ملاقات نمایند...اما بنابه برخی مسایل و معضلات خصوصا گرم شدن روابط رژیم بعث عراق با دیکتاتوری شاه امکان سفر آنان به عراق منتفی شد و ناچار به ایران برگشتند&raquo;.&laquo;محمد&raquo;، خود از جمله دلایل اصلی بازگشت از سوریه را، واهمه از غلتیدن به ورطه سیاست بازیها و تزهای شبه مارکسیستی که در صفوف برخی گروههای مقاومت لبنانی &ndash; فلسطینی حاکم بود، ذکر می کرد.پس از چاپ مقاله موهن ساواک در روزنامه &laquo;اطلاعات&raquo; و قیام خونین 19 دی ماه سال 1356، و سرکوبی خیزش روحانیت و مردم شهر &laquo;قم&raquo;، &laquo;محمد&raquo; یک رشته عملیات چریکی فشرده و ضربتی را علیه تاسیسات سیاسی &ndash; امنیتی و مراکز به ظاهر فرهنگی رژیم و حامیان آمریکایی آن، طراحی و اجراء کرد. از جمله این رشته فعالیت های مسلحانه، میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:1)انفجار رستوران خوانسالار، عشرتکده و محل تجمع و عیاشی مامورین آمریکایی ستاد آسیای جنوب غربی C.I.A در تهران.2)انفجار اتوبوس نظامی حامل مستشاران آمریکایی، در لویزان.3)خلع سلاح مامورین قرارگاه شهربانی شاهنشاهی در تهران.4)عملیات نظامی علیه یک رشته از مراکز ساواک، در 15 خرداد 1357.5)انفجار تاسیسات برق مراکز رژیم، موسوم به &laquo;کاخ جوانان&raquo;، در منطقه شوش تهران و...در رابطه با کلیه این سلسله عملیات، مسئولیت شناسایی سوژه ها، گردآوری اطلاعت لازمه، طرح و برنامه ریزی دقیق هر یورش، بر عهده &laquo;محمد&raquo; بود. ضمن آنکه پس از طی مراحل مقدماتی مربوط به هر عملیات، محمد با رابطین خود در صفوف روحانیت مبارز پیرو خط امام تماس می گرفت و تنها پس از کسب مجوز شرعی، دست به کار اجرای عملیات می شد.حفاظت از امامبا اوج گیری روند انقلاب اسلامی، محمد به صورت شبانه روزی، درگیر هدایت و اجرای مسایل سیاسی &ndash; نظامی نهضت گردید. در دوازدهم بهمن سال 1357، همزمان با ورود پیروزمندانه حضرت امام به ایران، به امر شهید مظلوم &laquo;دکتر بهشتی&raquo; و با نظارت &laquo;حاج عراقی&raquo; مسئولیت تشکیل و سرپرستی گروه حفاظت از رهبر کبیر انقلاب، به محمد محول شد. او به همراه دیگر همرزمانش ، مسئولیت حراست از امام بزرگوار را در فرودگاه مهرآباد ، مسیر بهشت زهراء (س) و &laquo;مدرسه علوی&raquo; عهده دار شد. سپس بلافاصله دست به کار تشکیل و سازماندهی یگان حفاظت محل سکونت حضرت امام در تهران گردید.در پی آغاز درگیری های مسلحانه مردم و نیروهای شاه در روزهای 21 و 22 بهمن 1357 ، محمد نیز همدوش دیگر رزمندگان انقلاب به صفوف متزلزل قوای آریامهری حمله ور شد . او نقش چشمگیری در تصرف &laquo;پادگان جمشیدیه &raquo; و نیز آزاد سازی مراکز رادیو و تلوزیون از لوث چکمه پوشان گارد جاویدان ایفا کرد. در همین عملیات اخیر ، با اصابت گلوله ای از ناحیه پا مجروح شد.مدیریت زندان اوینپس از سرنگونی رژیم منحوس پهلوی و پیروزی مرحله نخست انقلاب اسلامی، فعالیت های انقلابی محمد دامنه گسترده تری پیدا کرد. پس از چندی، مسئولیت سرپرستی &laquo;زندان اوین&raquo;، که عمده زندانیان آن از عناصر غارت، شکنجه و سرکوب دولت، ساواک و ارتش شاهنشاهی بودند، به محمد محول شد. سلوک اسلامی &ndash; انسانی محمد در برخورد با زندانیانی چنین منفور، باعث شد تا تنی چند از همرزمانش به او خرده بگیرند. یکی از دوستان محمد در این رابطه می گوید:&laquo;وقتی زمزمه های نارضایتی به گوش بروجردی رسید، سخت متغیر شد و گفت: ما اگر مسلمان هم نبودیم، باز مسئولیت انسانی و وجدانی به ما حکم می کرد با زندانی برخورد صحیح داشته باشیم. به علاوه، ما در دستگاه عدالت انقلاب، ضابطیم، نه قاضی. اگر بخواهیم به عنوان ضابطین محکمه انقلاب همان برخوردی را با این زندانیان داشته باشیم که قبل از پیروزی، آنها با ما داشتند، پس دیگر چه فرقی میان یک انقلابی مسلمان با یک ساواکی وجود دارد؟اگر در بین برادران ما، کسی هست که به برخورد بنده با اینها (زندانیان) اعتراض دارد، برود احکام مربوط به اسیر و زندانی را در متون شرعی پیدا کند و بخواند&raquo;.تشکیل نیروی مسلحانجام وظیفه ی &laquo;محمّد&raquo; در این سمت، چندان به درازا نینجامید. تو گویی سرنوشت فرزند شهید خطه ی بروجرد، در عرصه ای دیگر می باید رقم می خورد. به گفته ی سردار سرلشگر &laquo; محسن رضایی&raquo;:&laquo;محمّد از بنیانگذاران اصلی سپاه بود. او یکی از دوازده نفری بود که سپاه را پایه گذاری کردند. البته برخی از این افراد، مثل شهید محمّد منتظری و ... بعد ها به شهادت رسیدند&raquo;.تحت نظارت شورای انقلاب، با کوشش فراوان و خستگی ناپذیر &laquo;محمّد&raquo; و یارانش، بازوی مسلح انقلاب اسلامی در بهار 1358 تأسیس شد. در آن مقطع، خود &laquo;محمّد&raquo; در شورای مرکزی سپاه آغاز به کار کرد و به فاصله کوتاهی پس از آن، مسئولیت معاونت عملیات &laquo;پادگان ولی عصر&raquo; (عج) را عهده دار گردید. او شدیداً به ضرورت تداوم تربیت عقیدتی-سیاسی در کنار آموزش نظامی عناصر سپاه و نظارت روحانیت انقلابی پیرو خط امام بر عملکرد کلی این نهاد انقلابی تأکید داشت. فلسفه تأکیدی این همه شدید را خودش این گونه بیان می کرد:&laquo;امام می فرمایند همه هدف ما، مکتب ماست. آنها که مکتب را قبول ندارند، می گویند نتیجه چنین اعتقادی، می شود انحصار طلبی!... ما اگر که شمشیر به دست گرفته ایم، باید &laquo;لتکون کلمة الله هِی العُلیا&raquo; شمشیر بزنیم، برای اینکه حکم خدا، دین خدا، روی کار بیاید. اگر هدف ما اجرای حکم خدا و حاکمیت دین او نباشد، دیگر مبارزه چه فایده ای دارد؟ حالا چه شاه باشد، چه کس دیگری، آن وقت چه فرقی خواهد داشت که ما برای چه کسی می جنگیم؟ بحث ما و هدف ما این است که حکم خدا پیاده بشود. اگر عمل به این وظیفه باعث می شود ما را &laquo;انحصار طلب&raquo; معرفی کنند، البته به این معنا، ما انحصار طلبیم!&raquo;جهاد مسیحاییبا گسترش غائله آفرینی تجزیه طلبان تحت الحمایه آمریکا و بعث عراق در کردستان، &laquo;محمّد&raquo; در رأس گروهی از سپاهیان کم ساز و برگ انقلاب، ابتدا به &laquo;کرمانشاه&raquo; و از آنجا به &laquo;سنندج&raquo; رفت. از همان بدو ورود به منطقه، فرماندهی عملیات قلع و قمع قوای تا بن دندان مسلح ضدّ انقلاب در کردستان را بر عهده گرفت.در شرایطی که سنندج و پادگان لشگر 28 ارتش در این شهر، به محاصره کامل قوای ائتلافی ضدّ انقلاب، از &laquo;دموکرات&raquo; و &laquo;کوموله&raquo; گرفته تا &laquo;چریک های فدایی&raquo; و &laquo;پیکار&raquo; درآمده بود، محمّد و تنی چند از همرزمانش، توسط یک هلیکوپتر S.T.214 هوانیروز در پادگان سنندج پیاده در چنین شرایط وخیمی، &laquo;محمّد&raquo; مصمم و قاطع با تنگناها و معضلات موجود، برخوردی حساب شده داشت و با مکرر تلاوت کردن آیات قرآنی و جملات حماسی حضرت امیر (ع) از نهج البلاغه، جمع کوچک رزم آوران مدافع پادگان را، تهییج و به ادامه ی پایداری و ایثار، تحریص می کرد.همرزم &laquo;محمّد&raquo;، تیمسار شهید &laquo;علی صیاد شیرازی&raquo;، از آن روزها می گوید: &laquo;موقعی که ضدّ انقلابیون محل باشگاه افسران لشگر 28 را در سنندج محاصره کردند، بچه های ما در آنجا، مدت 40 شبانه روز در محاصره مطلق بودند. حتی چیزی برای خوردن هم نداشتند. با این حال استقامت می کردند. شهید بروجردی، برای رهایی اینها، دست به هر کاری می زد... او آنقدر در این راه استقامت کرد که با همکاری و یکدلی رزمندگان سپاه و ارتش، پس از مدتی کوتاه، محاصره در هم شکست. نمونه چنین صحنه هایی را در آن زمان، زیاد داشتیم که ایشان همیشه با همین پایمردی و استقامت، به مصاف ضد انقلابیون می رفتند&raquo;.در کنار نبرد قاطع و قهر آمیز با تجزیه طلبان، &laquo;محمد&raquo; به راستی عامل به رافت و برخورد برادرانه با مردم مستضعف کردستان بود. سردار سرتیپ &laquo;حاج سعید قاسمی&raquo; از خصایص مردمی محمد، خاطرات شیرینی به یاد دارد: &laquo;در همان شبهای اول آزادسازی سنندج، که ضد انقلابیون شکست خورده با سلاح های سبک و نیمه سنگین از هر طرف به سوی مردم و نیروهای انقلاب شلیک می کردند و رفت و آمد در سطح معابر شهر تقریبا غیر ممکن بنظر می رسید، به حاج آقا خبر دادن که در یکی از خانه های نزدیک پادگان، خانم بارداری هست که زمان وضع حمل او فرا رسیده. منتهی با توجه به عدم امنیت در سطح شهر، بردن او به بیمارستان غیر ممکن است. شهید بروجردی، بلافاصله نشانی آن خانه را گرفت، تنها و بدون محافظ، سوار بر ماشین فرسوده به آنجا رفت و با کمک شوهر آن خانم، او را به بیمارستان سنندج منتقل کرد.تنها بعد از اطمینان خاطر از وضعیت این خانواده کرد بود که از بیمارستان به پادگان برگشت.&raquo;همرزمان فرمانده کبیراصولا دلسوزی محمد نسبت به مردم کردستان حد و مرز نداشت. به آنها از صمیم قلب احترام می گذاشت. جالب اینکه مردم کردستان نیز، به او علاقمند شده و بردارانه دوستش داشتند. جاذبه محبت آمیز بروجردی آن همه نیرومند بود که اطفال معصوم کرد، به محض دیدن او، به سویش می دویدند، با او بازی میکردند و &laquo;محمد&raquo; شاد و خندان، دست نوازش بر سرشان می کشید. همزمان، به کار گسترش سازمان رزم قوای سپاه که جوهره فرماندهی را به همراه صلابت و اخلاص، در ایشان سراغ می کرد، مسئولیت می داد. بسیاری از همین عناصر، بعدها جزو نخبه ترین فرماندهان یگانهای رزمی سپاه، چه در کردستان، و چه در سایر جبهه های دفاع مقدس 8 سال ملت ایران شدند. از جمله شاگردان و برگزیدگان نامی این معلم کبیر در بین سرداران سپاه اسلام می توان به:- سردار شهید &laquo;حاج احمد متوسلیان&raquo;، فرمانده سپاه مریوان، بنیانگذار لشکر 27 مکانیزه محمد رسول الله(ص) و فرمانده عملیات قرارگاه نصر.- سردار شهید &laquo;ناصر کاظمی&raquo;، فرمانده سپاه کردستان، نخستین فرمانده تیپ ویژه شهدا و فرمانده شهر پاوه.-سردار شهید &laquo;علی گنجی زاده&raquo;، دومین فرمانده تیپ شهدا.سردار شهید &laquo;حاج محمد ابراهیم همت&raquo;، فرمانده سپاه پاوه، دومین فرمانده لشکر 27 مکانیزه محمد رسول الله(ص) و فرمانده سپاه 11 قدر.-سردار شهید &laquo;سعید گلاب&raquo;، مسئول آموزش عقیدتی سپاه منطقه 7.- سردار شهید &laquo;صادق نوبخت&raquo;، فرمانده سپاه غرب کرخه.&nbsp;-سردار شهید &laquo;حاج علی اصغر اکبری&raquo;، فرمانده سپاه سردشت.-سردار شهید &laquo;ناصر صالحی&raquo;، فرمانده سپاه پاوه.-سردار شهید&laquo;غلامعلی پیچک&raquo;، و &laquo;محسن حاج بابا&raquo;.-سردار شهید &laquo;مختار تولی خانلو&raquo;، فرمانده سپاه باینگان.- سردار شهید &laquo;علی فضل خانی&raquo;، مسئول یگان پدافند قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) اشاره کرد.به دنبال جنایات فجیعی که نسبت به عناصر انقلاب و جهادگران بی دفاع در سطح کردستان به وقوع پیوست، به ویژه پس از سر بریدن پاسداران مجروح در بیمارستان شهر &laquo;پاوه&raquo; توسط عوامل بعث، با صدور فرمان حضرت امام در مرداد 1358، محمد و رزم آوران تحت امر او جهت سرکوبی ضد انقلاب، عازم پاوه شدند. طولی نکشید که باند خائن دولت موقت، اقدام به اعزام هیات به اصطلاح &laquo;حسن نیت&raquo; به مناطق کردنشین غرب کشور نمود.تاسیس پیشمرگان کرد مسلمانعلی ای حال، با اقدامات خائنانه دولت موقت و بویژه به دستور هیات حسن نیت لیبرال ها، کلیه مواضعی که وجب به وجب آنها با نثار خون رشید ترین جوانان این مرزو بوم از چنگال پلید ضد انقلاب آزاد گشته بود، توسط &laquo;لیبرال دوله های موقت&raquo;، دو دستی تقدیم ضد انقلاب گردید . در این دوران سخت و مشقت بار، محمد نه تنها مایوس نشد طرح تشکیل &laquo;سازمان پیشمرگان مسلمان کرد&raquo; را تدوین و به شورای عالی سپاه عرضه داشت.با وجود کارشکنی و مخالفت شدید لیبرالها خائن، این طرح با همفکر و همیاری پیگیر عناصر پیرو خط امام در شورای انقلاب، به ویژه شهید بزرگوار &laquo;آیت الله دکتر بهشتی&raquo; تصویب شد و مسئولیت تشکیل این سازمان نیز مستقیما به خود &laquo;محمد&raquo; محول گردید. &laquo;محمد&raquo; خود در یکی از جلسات توجیهی فرماندهان سپاه در غرب کشور، با بیانی گرم و گیرا، در این مورد گفته بود : &laquo;صف مردم کرد، از صف ضد انقلاب جداست.این مردم مسلمانند. فطرتا خواهان حکومت اسلامی اند. وقتی دست رحمت نظام بر سر آنها گسترده شود، بدیهی است که سلاح بدست گرفته و با تمام قدرتشان، به مصداق کریمه &laquo; اشداء علی الکفار&raquo;، با تجزیه طلبان ملحد خواهند جنگید&raquo;. استقبال مردم مومن و محروم کردستان از امر تسلیح و شرکت در مدافعین انقلاب آن همه چشمگیر بود که موازنه قدرت را در منطقه به زیان گروهک های تجزیه طلب بر هم زد.مقابله با بعثیونبا شروع تهاجم ارتش عراق به خاک میهن اسلامی در مهر ماه 1359، &laquo;محمد&raquo; به همراه تنی چند از همرزمانش، راهی &laquo;سر پل ذهاب&raquo; شد.در جریان محاصره این شهر، که می رفت تا منجر به اشغال آن توسط ارتش بعث شود، &laquo;محمد&raquo; و یارانش طی یک رشته نبردهای سخت و سهمگین، پوزه لشگرهای تانک و کماندویی دشمن را به خاک مالیده و شهر را از خطر سقوط حتمی نجات دادند.در این نبرد نابرابر ، &laquo;محمد&raquo; چندین بار تا پای شهادت پیش رفت و بالاخره هم، از ناحیه دست، جراحت سختی برداشت. آنچه در این دوران بر صعوبت کار &laquo;محمد&raquo; و همرزمانش در جبهه های غرب، صد چندان می افزود، تسلط بلا منازع لیبرالیزم منحط و در راس آن، &laquo;بنی صدر&raquo; خائن، بر مقدارات جبهه و جنگ بود.سردار شهید حاج همت از تلخ کامی های فرزندان انقلاب بر اثر سیاست های مخرب لیبرال ها در ماههای آغازین جنگ، فراوان گفته ها داشت. از جمله اینکه : &laquo;در یک جلسه نظامی، به اتفاق شهید بروجردی و سایر برادران سپاه غرب کشور، به بنی صدر گفتیم عراق چندان هم که وانمود می کنید، آسیب ناپذیر نیست.شما کافیست به استعداد یک تیپ نیرو به ما بدهید تا ضربات خوبی به دشمن در جبهه غرب، در عمق شهر هایش وارد کنیم. پاسخ بنی صدر را هیچ وقت از یاد نمی برم که گفته بود مانیرو هایمان را برای دفاع از جنوب لازم داریم. من حتی یک نفر هم در اختیار شما قرار نمی دهم!&raquo;. این توجیه ریا کارانه سمبل لیبرالیزم در حالی بود که خط سازش، در جنوب نیز کارنامه سیاهی از خود بر جای گذاشت.آری، در عرف لیبرالیزم منحط رزم آوران مظلوم سپاه، مردانی همچون &laquo;محمد بروجردی&raquo;، &laquo;عناصری فاقد مسئولیت&raquo; و &laquo;مخل مدیریت جنگ معرفی&raquo; می شدند! پس از حذف لیبرالها و باند خائن &laquo;بنی صدر&raquo; از مقدرات دستگاه اجرایی کشور، به دنبال اتخاذ یک رشته تدابیر دفاعی نوین، سردار رشید کردستان، در راس گروهی از فرماندهان جنگ آزموده و زبده نبردهای غرب کشور، جهت تشکیل، سازمان و کادربندی یگانهای رزمی نیروی زمینی سپاه در جبهه های جنوب، راهی خوزستان شد.از زمره این فرماندهان می توان به سرداران رشید &laquo;حاج احمد متوسلیان&raquo;، &laquo;حاج محمد ابراهیم همت&raquo;، &laquo;حاج عباس کریمی&raquo;، &laquo;رضا چراغی&raquo;، &laquo;محسن وزوایی&raquo;، &laquo;علیرضا ناهیدی&raquo;، &laquo;اکبر حاجی پور&raquo; و ... اشاره کرد. علی رغم مسئولیت سنگین رهبری نبردهای غرب کشور، &laquo;محمد&raquo; لحظه ای از جبهه های جنوب غافل نبود. به ویژه در رابطه با تثبیت &laquo;فتح بستان&raquo; - نبرد طریق القدس &ndash; با اجرای دو رشته عملیات انحرافی حماسه شگرف &laquo;فتح المبین&raquo; - دوم فروردین 1361 &ndash; نقشی ارزنده و اساسی ایفا کرد.مرد خستگی ناپذیریکی از همرزمانش در باب استقامت و پایمردی &laquo;محمد&raquo; در بحبوحه نبرد، از عملیات &laquo;مطلع الفجر&raquo; روایت می کند:&laquo;در این عملیات، ما و سایر فرماندهان ارتش و سپاه، به اتفاق ایشان روی یکی از ارتفاعات &laquo;تنگ کورک&raquo; مستقر شده بودیم. در شرایطی که حتی آب برای وضو گرفتن هم در دسترس نبود... ایشان در آن شرایط دشوار گرمای نفس بر، یازده شبانه روز پلک بر هم نزد، کنار ما ماند و نبرد را رهبری کرد. روزهای آخر ما و فرماندهان ارتش، حتی با التماس، مصرانه از او خواستیم برود کمی استراحت کند، اما قبول نکرد&raquo;.&laquo;سردار سرتیپ &laquo;قاسمی&raquo;، نیز این گونه گواهی می دهد: معمولا استراحت های حاج اقا در جاده ها و بین راه بود. اصلا وقت استراحت خاصی از سپیده صبح تا دیر وقت شب،در حال تردد و سرکشی به خطوط و مناطق عملیاتی بود و در جلسات طولانی و خسته کننده طرح و برنامه ریزی عملیات شرکت مستقیم و فعال داشت.از نیمه شب تا یک ساعت مانده به اذان صبح، سرگرم نماز شب و تلاوت قران و ادعیه می شد و ذکر می گفت. اگر قیلوله کوتاه یک ساعته او را تا پیش از اذان صبح، در نظر نگیریم، باید بگویم، این مرد عمده خواب و استراحتش حین تردد در جاده ها، داخل ماشین بود&raquo;. پس از تقسیم سپاه به مناطق مجزا در سطح کشور، فرماندهی منطقه 7 سپاه کشور، شامل استان های &laquo;همدان&raquo;، &laquo;کرمانشاه&raquo;، &laquo;کردستان&raquo; و &laquo;ایلام&raquo; به کف با کفایت &laquo;محمد&raquo; سپرده شد .چندی بعد، طی جلسه ای که در آذربایجان غربی تشکیل شده بود، &laquo;محمد&raquo; پیشنهاد تشکیل قرارگاهی مستقل، برای طراحی، هدایت و رهبری مشترک و منسجم نیروهای ارتش و سپاه در جنگ های غرب کشور را مطرح ساخت. پیشنهادی بدیع، که با استقبال گرم فرماندهان ارشد سپاه و ارتش مواجهه شد. &laquo;محمد&raquo; بلا فاصله دست به کار تشکیل این قرارگاه گردید. قرار گاهی که نام پرچمدار رشید اسلام حضرت خاتم الانبیاء (ع) را به خود گرفت. پس از تشکیل این قرارگاه، فرماندهان ارتش و سپاه مصرانه فرماندهی آن را به &laquo;محمد&raquo; پیشنهاد کردند.همسر محمد، از عکس العمل او نسبت به این پیشنهاد می گوید: &laquo;فرماندهی قرارگاه حمزه (ع) به ایشان پیشنهاد شد. اما آن را قبول نکرند... تازه پس از درخواستهای زیادی که شد مسئولیت قائم مقامی فرماندهی این قرارگاه را پذیرفتند.منش محمددر وصف خصایل اخلاقی &laquo;محمد&raquo;، همین بس که عموم مردم کردستان لقب &laquo;مسیح کردستان&raquo; را به او پیشکش کرده اند.محمد، علی رغم موقعیت درخشان و برجسته ای که در بین فرماندهان عالی رتبه نیروهای مسلح انقلاب اعم از ارتش و سپاه داشت، چنان کف نفس و تواضعی از خود بروز میداد که در بین تمامی رزم آوران جبهه های غرب و جنوب، اخلاص او زبانزد خاص و عام شده بود.با توجه به اینکه فرماندهی عالی جنگ در جبهه های شمال غرب و غرب کشور را بر عهده داشت، بارها مخبرین جراید و اکیپهای گزارشی رادیو و برای مصاحبه به سراغش می رفتند اما هر بار دست خالی بر گشتند.چرا که &laquo;مسیح کردستان&raquo;، همواره از دوربینهای تلویزیونی و میکروفونها گریزان بود. یکی از دوستانش در این باره میگوید: &laquo;سعی داشت گمنام باشد. سعی میکرد وجودش در جامعه مطرح نشود. معتقد بود که تمام اجر یک کار، در گمنامی عامل آن است.سخت اصرار داشت بر این گمنامی. یک بار که اکیپ فیلمبرداری تلویزیون غافلگیرانه از او فیلمبرداری کرد، مصرانه مانع از ادامه کارشان شد. می گفت: از من فیلمبرداری می کنید؟. بروید استغفار کنید... شما باید بروید از این بچه رزمنده ها که دارند می جنگند فیلم بگیرید...&raquo; سردار سرتیپ &laquo;قاسمی نیز از عشق و ارادت عمیق محمد به فرزندان معنوی حضرت امام ، اینگونه یاد می کند: &laquo;حاج آقا همیشه رسم داشتند که با بچه بسیجی ها حشرو نشر داشته باشند.با تمامی تنگی وقت و مسئولیت های سنگین که به عنوان فرمانده منطقه 7 سپاه کشور داشتند، از کمترین فرصت ها، برای رسیدگی به معضلات بسیجی ها استفاده می کردند. در برخورد با نیروها، مصداق عینی &laquo;رحماء بینهم&raquo; بودند.درهر عملیات هم، مثل یک نیروی ساده، دوش به دو ش بسیجی ها می جنگید و پیشروی میکرد. برای همین هم، بچه ها عاشق او بودند، اما خدا شاهد است که این مرد، از این همه عشق و ارادت، سر سوزنی دچار عجب و غرور نشد&raquo;. از دیگر مسایلی که &laquo;محمد&raquo; به شدت نسبت به آن پای بندی نشان می داد، رسیدگی و ملاقات با خانواده های شهدا و جانبازان بود. محبت و علاقه اش به یتیمان شهدا و حد حصری نداشت.بارها با لحنی مو کد گفته بود: &laquo;خدا ما را به واسطه همین شهید داده ها امتحان می کند. مبادا با غفلت از آنها، سختی و عذاب خدا را برای خودمان بخریم!&raquo;. با گسترش دامنه فعالیت قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) در غرب، &laquo;محمد&raquo; ضرورت تشکیل یک یگان رزمی ویژه، جهت جنگ های غرب کشور را احساس نمود. بر حسب همین ضرورت نیز، او سازمان دهی، آموزش و کادر بندی &laquo;تیپ ویژه شهدا&raquo; را در دستور کار خود قرار داد. مسئولیت فرماندهی این تیپ را نیز به سردار شهید &laquo;ناصر کاظمی&raquo; محول کرد. حضور مستقیم او در تمامی مراحل نبرد تا به آن حد ملموس بود که به گفته سردار شهید &laquo;حاج همت&raquo;: &laquo;در جریان پاکسازی محور &laquo;بانه &ndash; سردشت&raquo;؛ بعضی از برادران ما، به شهید کاظمی گفته بودند شما به بروجردی بگویید اینقدر جلو نیاید. احتیاجی به آمدن ایشان نیست. ما خودمان می رویم. شهید کاظمی، چندین بار درخواست بچه ها را با بروجردی مطرح کرد.اما هر بار، ایشان چیزی نمی گفت. نهایتا در برابر اصرار موکد شهید کاظمی گفته بود: اگر بنابر ولایت است، من بر شما ولایت دارم، اینقدر از حد خودتان خارج نشوید!.&raquo; سرتیپ شهید آبشناسان که خود در چندین نبرد دوشادوش &laquo;محمد&raquo; جنگیده بود، درباره روحیه معنوی او در میادین رزم گفته بود: &laquo;در عملیات دائم زیر لب با خودش زمزمه می کرد و نام خدا را بر زبان می آورد. چه در موقع سختی ها، و چه در حین پیروزی، زبانش جز به شکر به درگاه خداوند نچرخید. واقعا ایشان مظهر توکل بودند.همسر شهید، از یکی از آخرین دیدارهایش با &laquo;محمد&raquo; میگوید: &laquo; به ایشان گفتم چهار سال است که در این منطقه هستیم. انشاءالله بعد از ختم جنگ به تهران برمی گردیم یا نه؟!. در جوابم گفتند: بخاطر نیاز شدید این منطقه ، تصمیم گرفته ام در کردستان بمانم کاری هم به ختم جنگ ندارم. گفتم : پس لابد باخبر شهادت شما به تهران بر می گردیم؟ خندید و چیزی نگفت&raquo;.نقطه پرواز شهید بروجردیروز اول خرداد سال 1362، محمد به همراه پنج تن دیگر از فرماندهان، به قصد انتخاب محلی مناسب برای استقرار &laquo;تیپ ویژه شهدا&raquo; شهرستان &laquo;مهاباد&raquo; را ترک کرد، و به روایت یکی از همسفران: &laquo;بین راه، برادری که کنار ایشان نشسته بود، از مشکلات خودش صحبت می کرد. حاج آقا در جواب او گفتند: این دنیا ارزشی ندارد.ما باید همه چیزمان را در راه خدمت به مکتب مان بدهیم. همانطور که امام حسین (ع) و اصحاب ایشان با تمام سختی ها مبارزه کردند، ما هم مکلف به صبرو مبارزه ایم&raquo;. با عبور از سه راهی &laquo;مهاباد &ndash; نقده&raquo; خودرو حامل محمد و دوستانش به مین برخورد کرد.&laquo;صدای انفجار مهیبی بلند شد. ماشین از زمین کنده شد و تمام سرنشینان، از آن به بیرون پرتاب شدند، حاج آقا حدود 70 قدم دورتر از ماشین به زمین افتادند.وقتی بالای سرش رسیدیم، همان تبسم گرم همیشگی را بر لب داشت اما شهید شده بود&raquo; سردار شهید &laquo;حاج همت&raquo; ، درباره مهجور ماندن قدر و ارزش نقش بروجردی در تاریخ پر فراز و فرود انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، 6 ماه پیش از شهادتش در کربلای خیبر گفته بود: &laquo;...بروجردی شناخته نشد. بروجردی هنوز، نه بر ملت ایران و نه بر تاریخ ما شناخته نشده. تصور من این است که زمان بسیاری باید سپری شود تا بروجردی شناخته بشود. شاید خون رنگین بروجردی، این بیداری را در ما بوجود بیاورد!.&raquo;&nbsp;

&nbsp;وصیت نامه شهید بروجردی
اين وصيت نامه رادر حالي مي&zwnj;نويسم كه فردايش عازم سنندج هستم . با توجه به اينكه چندين بار در عمليات شركت كرده و ضرورت نوشتن وصيتنامه را حس كرده بودم ولي هم فرصت نداشتم و هم اهميت نمي&zwnj;دادم ولي نمي&zwnj;دانم چرا حس كردم كه صرفا اگر ننويسم گناهي مرتكب شده ام . لذا بدينوسيله وصيت نامه خود را در مورد خانواده و برادران آشنا مي&zwnj;نويسم.

با توجه به اينكه حدودا شش سال وارد مبارزات سياسي و نظامي شده ام و بهمين خاطر نسبت به خانواده ام رسيدگي نكرده ام بخصوص همسر و فرزندانم و از همين وضع هميشه احساس ناراحتي مي&zwnj;كردم و هيچ وقت هم نتوانستم خود را قانع كنم كه مسئوليت را رها كنم و بدينوسيله از همه آنها معذرت مي&zwnj;خواهم و طلب بخشش دارم از حقي كه به گردن من داشته اند و نتوانستم اين حق را اداء&zwnj;كنم ولي اين اطمينان را به خانواده ام مي&zwnj;دهم كه هرگز از ذهن من خارج نشده اند و فكر نكنند كه نسبت به انها بي&zwnj;تفاوت بوده ام ولي مسئوليتهاي سنگين تر بود.در خواستي كه از همسرم دارم اين است كه فرزندام را خوب تربيت كند و آنها را نسبت به اسلام دلسوز بار آورد . اگر چه اموالي ندارم ولي آنجه هست فقط همسرم نسبت به مصرف كردن آ&zwnj;ن مسئوليت دارد. از برادرانم محمد و عبدالمحمد درخواست دارم كه به مادرم و خواهرانم رسيدگي كند و همسرم را دعوت به صبر و استقامت كنند و از همه آنها به خصوص مادرم درخواست بخشش دارم زيرا از دست من ناراحتي بسيار ديده و هيچ وقت اين فرصت پيش نيامد كه بتوانم به ايشان رسيدگي لازم را بكنم و از كليه برادران و خواهراني&nbsp; كه من را مي&zwnj;شناسند در خواست دارم كه براي من از خداطلب بخشش كنند. شايد به خاطر حرمت دعاي مومني خداوند از تقصيراتم بگذرد. احساس مي&zwnj;كنم بار گناهان و خطاها بر دوشم سنگيني مي&zwnj;كند بخصوص دعاي آن كساني كه پاسدارند و به جبهه مي&zwnj;روند و از كساني كه در جرئيات زندگي من بوده و با من برخورد داشته اند، درخواست دارم برادراني اگر از من بد ديده اند در گذرند و يا اگر كسي را سراغ دارند كه از من بد ديده به نزدش بروند و از او رضايت بگيرند. و ديگر اينكه مقاومت را فراموش نكنند كه خداوند با صبر پيشه كنندگان است. در اين شرايط تاريخي خداوند تبارك و تعالي بار سنگين انقلاب اسلامي را بر دوش ملت مسلمان ايران گذاشته است و ما را در آزمايشي عظيم قرارداده است. اين را شهيدان بسياري بخصوص در اين چند سال اخير به در و ديوار ايران نوشته اند و اگر مقاومت ما نباشدهمانطور كه امام فرمودند بيم آن مي&zwnj;رود كه زحمات شهداء به هدر رود و اگر چه آنها به سعادت رسيدند و اين ما هستيم كه آزمايش مي&zwnj;شويم . ديگر اينكه با تجربه&zwnj;اي كه ما از صدر اسلام داريم كه بخاطر عدم آگاهي ، مسلمين چطور از مسير اسلام منحرف شده اند و اين تجربه بايد براي مسلمين درس عبرت باشد. با دقت كلمات اين &laquo; روح خدا&raquo; را كه خط او خط رسول خداست دقت كنند، وجود امام امروز براي ما معيار است راه او راه سعادت و انحراف از آن خسران دنيا و آخرت است. من با تمام وجود اين اعتقاد را دارم كه شناخت و مبارزه با جريانهايي كه بين مسلمين صدر به انحراف كشيدن انقلاب از خط اصيل و مكتبي آن را دارند، به مراتب حساستر و سختر از مبارزه با رژيم صدام و آمريكاست و وصيتم به برادران اين است كه سعي كنند توده مردم كه عاشق انقلاب هستند را از نظر اعتقادي و سياسي آماده كنند كه بتوانند نيروهاي صادق انقلاب را شناسايي كنند و عناصري كه جريانهاي انحرافي دارند بشناسند كه شناخت مردم در تداوم انقلاب حياتي است.
وصيت نامه اينجانب محمد بروجردي(&nbsp; پدر دره گرگي ) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او كه برگشت همه به سوي اوست و درود بر محمد و آل او و درود بر امام امت و درود بر همه شهيدان تاريخ . از همه برادراني كه در طول عمرم با آنها تماس داشته ام طلب آمرزش مي&zwnj;كنم و هر كس كه اين وصيت نامه را مي&zwnj;خواند براي من طلب آمرزش كند زيرا كه من از اين دنياي ناگوار با كوله بار خالي مي&zwnj;روم و بعد از من همسرم سرپرستي خانواده را به عهده دارد و حقوق و مقدار ارثي كه دارم به او مي&zwnj;رسد به غير از مبلغي 7000ريال ( هفتصد تومان) كه بايد به مادرم بدهد و درصورت فوت همسرم برادر كوچكترم عبدالمحمد سرپرستي دو فرزندم را به عهده گيرد و از اينكه نتوانسته ام براي خانواده بطور كلي مثبت باشم ازهمه پوزش مي&zwnj;طلبم و طلب آمرزش مي&zwnj;كنم والسلام.


برگرفته از سایت&nbsp;نوید شاهد
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:37:26 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

